X
تبلیغات
رایتل

عارفانه

شعر و داستان و رمان و خاطره ...

کلاغ خواننده = یکی از داستانای قدیمیم .....!!!

سلامممممممممم ............... 

چطورین دوس جوناییییییییییییییی گلم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟  

منم خوفم .......   

امروز حوصلم سر رفته بود ، گفتم بیام یه آپی بکنم ....... 

ولی مونده بودم درباره ی چی ؟؟؟؟؟؟ 

یه کوشولو که فکر کردم ، تصمیم گرفتم یکی از داستانای کوتاه 

 قدیمیمو براتون بذارم .......  

این داستانه کوتاه بامزه که اسمش( کلاغ خواننده ) است و  

مربوط میشه به 23 مرداد 1385 ....!!!!!!!!   

http://malo0sak.persiangig.com/image/smiley/kalagh/EM_Crow012.gif

میگم که قدیمیه ...... من خیلی کوشولو بودم اون موقع .... !!!!!!!! Free Emoticon

ولی باحاله ....... 

امیدوارم بخونین و نظرتونو بگین .........  

  

پس بدویین برین بخونین !!!!!!!!!!!

فعلا بای بای !!!!!!!!   

 

پ.ن 1 =====> دوستان لفطا بالا نظر بدین ، توی اون دایره ی  

صورتی بالا سمت چپ که مربوط به این آپم هستش ......   

 

***کلاغ خواننده : ***

 

چند هفته پیش که لب پنجره ی خانه اش نشسته بود ، و تلویزیون خانه روشن بود ، 

آگهی را دید که گفته بود :  

(( مژده !!!!!!!!! مژده !!!!!!!!!!!!!!! 

 برای پرندگانه عزیز ، خبری داریم !!!

 تست خوانندگی برای همه !!!!!

 حتی برای شما دوست عزیز !!!!!!!

 برای اطلاعات بیشتر ، هرچه سریع تر به این سایت مراجعه کنید : ))  

                       

                          ***com.الاغ=عر.www*** 

 

قاری که این آگهی را دید ، فکری به ذهنش رسید !!!!! بله !!!!!!!! او میخواست 

تست خوانندگی بدهد و خواننده شود !!!!!!! 

در فکر اولین کنسرت خودش بود که صدای مادرش او را از فکر در آورد : 

<< قاری جان ! عزیزم برو از مغازه ی آقای دارکوب که در آخرین نقطه ی درخت 

کاج است ، یک کیلو کرم درختی و 4، 5 تا قالب پنیر بخر ... >> 

قاری با بی حوصلگی خرید کرد و به خانه بازگشت ... 

 http://malo0sak.persiangig.com/image/smiley/kalagh/EM_Crow008.gif

بعد پس از 3،4 ساعت دعوا و کتک کاری با قوری - خواهر بزرگترش- بالاخره 

کامپیوتر رو ازش گرفت و شروع کرد به پیدا کردن سایت نام برده ...!!!  

Computer

در آخرین لحظات بالاخره آن را پیدا کرد و در تست خوانندگی  

ثبت نام نمود !!! 

 

یکی دو هفته از این ماجرا می گذشت که یک ایمیل روی صفحه ی کامپیوترش 

نقش بست ...  

بله .......!!!!!!!!!!!!!!!!! 

قاری برای تست خوانندگی انتخاب شده بود ... 

و از ذوق و شوق زیاد غش کرد و سه روز در کما به سر برد !!!! 

روز چهارم که مرخص شد شروع کرد به تمرین کردن !!!! 

همه ی همسایه ها از بال قاری عصبانی شده بودند و بالاخره به آقای  

جغد - پلیس برکه- شکایت کردند و قرار شد قاری بیچاره 3 ماه در زندان  

-قرنطینه- به سر ببرد ....!!!  

http://malo0sak.persiangig.com/image/smiley/kalagh/EM_Crow013.gif

 

وقتی که او از زندان آزاد شد ، دیگر نمیخواست خواننده شود .... 

چون معلوم بود که دوباره چه بر سرش می آید ؟!!!!؟  

http://malo0sak.persiangig.com/image/smiley/kalagh/EM_Crow003.gif

در آخر هم خود کارگردان این مسابقه یعنی آقای عری  

در تست قبول شد !!!!!! 

.  

.

 شکلک های مژی جووووون تموم شد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 

نظر یادتون نره هااااااااااااااااا