X
تبلیغات
رایتل

عارفانه

شعر و داستان و رمان و خاطره ...

تبریک عید + شعر از فریدون مشیری

  

سلام ...........  

    خوبین ؟؟؟؟؟؟  من که عالیم !!!  

 می دونید چرا ؟؟؟؟؟؟ 

چون عید داره یواش یواش از راه میرسه ....... 

فصل بهار با یه عالمه زیبایی .... به به !!! 

     

 ما تقریبا خونه تکونی ها رو انجام دادیم و منتظر اومدن یه ساله جدید و هیجان انگیز هستیم ........

   *   

اول از همه میخواستم پیشاپیش عید نوروز رو به همه ی شما دوستای گلم تبریک بگم و سالی پر از موفقیت و سلامتی رو برای همتون آرزومندم ........ اینم تقدیم به همتون : شکلک های شباهنگ-flower

راستی سفره هفت سین که یادتون نرفته ؟؟؟ 

اسمایلی کلفـــاز >>www.kalfaz.blogfa.com<< اگه نچیندین تا دیر نشده دست به کار شین و وسایلشو آماده کنید ..........  

 

راستی یه خبر خوبم براتون دارم !!!   

اگه گفتین ؟؟؟؟؟؟؟

خب خبر خوبم اینه که من تو عید خیلی وقتم آزاد تره و سعی میکنم زود زود آپ کنم !!! 

خوشحال شدین ؟؟؟  

خب دوستای گلم زیادی حرفیدما !!! 

من دیگه باید برم .... 

اما قبلش حتما برین ادامه مطلب چون 

یه شعر خیلی قشنگ از فریدون مشیری  

براتون گذاشتم در مورد بهار اسمایلی کلفـــاز >>www.kalfaz.blogfa.com<< ......... 

امیدوارم لذت ببرین ........ 

نظر هم یادتون نره ..............  

 

 
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک،
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید،
برگهای سبز بید،
عطر نرگس ، رقص باد،
نغمة شوق پرستوهای شاد،
خلوت گرم کبوترهای مست ...
نرم نرمک می‌رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار!

خوش به حال چشمه‌ها و دشتها،
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها،
خوش به حال غنچه‌های نیمه باز،
خوش به حال دختر میخک ـ که می‌خندد به ناز ـ ،
خوش به حال جام لبریز از شراب،
خوش به حال آفتاب.

ای دل من، گرچه ـ در این روزگار ـ
جامة رنگین نمی‌پوشی به کام،
بادة رنگین نمی‌بینی به جام،
نقل و سبزه در میان سفره نیست،
جامت ـ از آن می که می‌باید ـ تهی است،
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم!
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب!
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار.


گر نکوبی شیشة غم را به سنگ؛
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ!